
باد و خاک و آب و آتش در پی فرمانگذاری در شمال و در جنوب و در یسار و در یمینم من مُعّز المومنینم من مُذّل المشرکینم من بصیر بالعبادم من هُدَی اللِمتقینم تا قیامت گر شود تفسیر از نهج البلاغه نیست خطی از خطوط صفحهی علم الیقینم گفته قرآن باید چنگ زد به حبل الله جمیعم اهل عالم دست پیش آرید من حَبلُ المتینم بینوایان را نوایم، دردمندان را دوایم بیپناهان را پناهم، بیمُعینان را مُعینم من همان شاهم که شبها جای خواب و استراحت مونس طفل یتیمم، یار هر ویران نشینم من همان شاهم که هنگام سحر با روی بسته با فقیران همکلامم، با غریبان همنشینم گر ببینم اشک غم میریزد از چشم یتیمی میرود تا عرش اعلا آه از قلب حزینم