
آه اینجا کربلا اینجا همون جاییه که شروع میشه غصّهی پُر بلا اینجا خیمهگاه اینجا همون جاییه که آتیش میاُفته رو چادرا اینجا کربلا آه اینجا خیمهگاه، اینجا همونجاییه که رقیه رو میزنن اَشقیا اشکام میباره به هر دلیلی یا دَهر اُفًّ لکَ مِن خلیلی آه اینجا یک سپاه نقشهها دارن برا جسم علیاکبرم آه اینجا یک سپاه لگد به پهلوی جوونم میزنن مثل مادرم آه اینجا علقمه، اینجا همون جاییه که دور عمو میشه همهمه آه اینجا علقمه اینجا همون جاییه که مصیبتش خیلی اعظمه آه اینجا قتلگاه اینجا همون جاییه که سر منو میبُرن از قفا آه اینجا قتلگاه اینجا همون جاییه که تنم میره زیر دست و پا اینجا میخوره رقیه سیلی یا دهر اُفًّ لکَ مِن خلیلی گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی، وَ اِن یَکاد خوندم اِن یَکادُ الَّذین کَفَروا، نیزه فرو شد به تنت اِن یَکادُ الَّذین کَفَروا، خودت بگو از کفنت یکی دَمِ مغرب، موتو پریشون کرد با تنِ صد پارت، یه ختم قرآن کرد گرفته دور و برتو عطر سیب هذا الغریب، هذا الشهید گرفته دور و برتو عطر سیب یه نانجیب سَرو بُرید اونی که از گودال سرت رو بالا بُرد روی سر زینب صداشو بالا بُرد جلوی نامَحرما معذّبم من زینبم من زینبم