نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چکمه اش را که از گلو برداشت دشت را ناله ی عمو برداشت نیزه را قاتل از تنش بعد از سیزده ضرب زیر و رو برداشت *** پنجه ای آمده گلو بکشد بعد هم جنگ شد که سو بکشد تا میاید حسین و گریه کند زدنش ناله ی عمو بکشد *** او یتیم است مبهمش نکنید زیر این نعلها کمش نکنید آه ای نیزه ها میان حرم مادرش هست درهمش نکنید *** نه به لبخند و گریه لب وا بود جای دو نعل روی لبها بود جای دو نعل نعل بعدی خورد حفره هایی به سینه پیدا بود *** روی دوش عمو که جا شده بود قسمتی بر زمین رها شده بود تیغ از لابه لای او می ریخت چون حصیری که نخ نما شده بود *** نیمه جان بود و اندکی حس داشت کاکلش را گرفت ناکس داشت می کشید و به پشت می چرخاند ناله دیگر نبود خس خس داشت *** نفسش بین دنده ها مانده سیزده جای رد پا مانده سر وکتفش به روی کتف حسین وای پایش به خاک جا مانده *** بدنت نیزه ی بی جا خورده قامت کوجک تو تا خورده اسب ها رو به تنت آوردند چقدر صورت تو پا خورده ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد