نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک سال و نیم از رفتنت میسوزم
با زخمهای روی تنت میسوزم
با پارههای پیراهنت میسوزم
بیشتر از اینها با کفنت میسوزم
خواهرت از غم تو، میمیره
مگه یادم میره، مگه یادم میره
پیراهن تو رو بغل میگیره
مگه یادم میره، مگه یادم میره
حسین جان پیراهنت پُر از ردّ شمشیره
روی دستهای من جای زنجیره
حسین یا مظلوم، حسین یا مظلوم...
لعنت به خولی که دلم رو آزرده
لعنت به خولی سر و با خورجین بُرده
توی تنورش چی سر تو آورد
باید از این غم مُرد، باید از این غم مُرد
جگر مادرتو سوزوندن، سرتو سوزوندن
اونا که دخترتو سوزوندن، سرتو سوزندن
حسین جانم، حسین جانم
لعنت به شمر که روی سینهات با پا میرفت
خواهر تو داشت از دنیا میرفت
نیزههاشون تا که دیگه بالا میرفت
دیدمش که از حال، مادرت زهرا میرفت
****
به سوی گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سرِ تو دعوا بود، ناله کشیدم من
سرِ تورو بردند دیر رسیدم من
یه گوشهی گودال، مادرو دیدم من
که رفته بود از حال، دیر رسیدم من
صدا زدی من رو، خودم شنیدم من
صدای رگهات بود، دیر رسیدم من
حسین، حسین، حسین...0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد