نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آن شب كه بودی انتخاب ظلمت و نور قومی در آغوش خدا قومی ز حق دور یك سو صف حق سوی دیگر بود باطل قومی پی دلدار و قومی بنده ی دل آن سو خیام نار و این سو خیمه ی نور آن سو سراسر دیو و دَد این سو همه حور خلقت میان این دو خیمه ایستادند قومی به آن قومی به این سو رو نهادند ای دوست خود را در كدامین خیمه دیدی یار حسینی یا طرفدار یزیدی خود در چه قومی كرده ای احساس خود را بگشای چشم عبرت و بشناس خود را آن سو ز حق دل ها جدا بود و جدا بود این سو خدا بود و خدا بود و خدا بود آزاد مردان دور ثارالله بودند از سرنوشت خویشتن آگاه بودند بنوشته بر رخسار خود با اشك دیده تنها حیات ما جهاد است و عقیده در انتظار صبح فردا بی شكیب اند هر یك زُهیرند و بُریرند و حبیب اند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد