نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درد دلهام برای تو حسین، بسیار است بستهام بار سفر، چشم به راهم یار است خوشی عمر مرا بود، به نه سال فقط بعدِ زهرا، علی از دست فلک بیزار است ابن ملجم، به خیالش که مرا کُشت ولی قاتل اصلی من، ضرب در و مِسمار است حسن از کوچه چه دیدست که لکنت دارد که هنوزم که هنوز است، گلم بیمار است به ابالفضل، سپردم که کنارت باشد او گرفتار تو و در همه جا غمخوار است بیشتر از همه، دلواپس زینب هستم که به هر شهر، اسیرِ سرِ هر بازار است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد