
یکبار زمین خوردی، صد بار زمین خوردم سیلی زدن من از، شرمندگی مردم دستات به دیواره، چشمات یه کم تاره میخوای بخندی حیف، دردات نمیذاره اشکای زینبتو ببین، جلوی این حسنت بشین آروم آروم راه برو یکم، سعی کن که دیگه نخوری زمین (زهرا جان، زهرا جان مرو) 3 شد قاتل حیدر، این درد بی پایان دست من و بستن، قنفذ میداد جولان دستت شکست ای وای، این بدترین درده رو صورتت جای، دست یه نامرده شرار کینه همینکه به گلشنم افتاد همینکه با لگد مردها زنم افتاد نگاه من به تو در وقت رفتنم افتاد تو را زدند و طنابی به گردنم افتاد برای اینکه به زخم دلم نمک بزنند برای اینکه تو را بیشتر کتک بزنند اشاره کرد که قنفذ تو بیبهانه بزن بیا مغیره کمک کن تو تازیانه بزن نترس دست علی بسته شد به شانه بزن به بار شیشۀ زهرا تو وحشیانه بزن به سنگ غم محکت زد نرفته از یادم به پیش من کتکت زد نرفته از یادم ببخش قلب صبورت شکست، فاطمه جان ببخش کوه غرورت شکست، فاطمه جان زهرا تورم دهنت، حرف کربلا میزد به زینب و حسنت، حرف کربلا میزد شمارش کفنت، حرف کربلا میزد نظر به پیرهنت، حرف کربلا میزد چه شانهای دم آخر، زدی تو مویش را چقدر بوسه زدی، گودی گلویش را عزیز کردۀ تو، کربلا سنان هم خورد میان معرکهها سنگ بی امان هم خورد کنار نعل، لگدهای این و آن هم خورد حسینِ تشنه لبت، نیزه از دهان هم خورد حسینِ تو ته گودال رفت و گیر افتاد کفن نداشت و دور تنش حصیر افتاد به نعلهای تازه سپردن تو رو نیزهدارها غریب گیرآوردن تو رو نفس میزدی خون میرفت از تنت من بمیرم چرا پشت و رو کردنت (سر پیراهن تو گریه ما را درآوردند میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی)