
گرفتم سیزده تا شیشه عسل رو دستم ولی به عشقت عمو زدم همه رو شكستم به زیر سُم مركبا، سینه م تنگه بیا ببین كه نُقلِ دامادیم سنگه میون مشت دشمن و، زلفم جنگه خیلی خالیه عموجون، جای بابا بگو بابام بیاد ببینه، در این صحرا ببین چه قدی كشیده، قاسم حالا ته صدای ضعیف تو اومد بگوشم برید كنار یتیم كُشا كه من عمو شَم یه شاخه یاس و این همه، سنگ كینه ترك ترك شده خدا، این آینه پاشو كه نجمه داره از، دور می بینه هلالای زخم تنت، كرده پیرم این جوری دست و پا نزن، كه می میرم