
تویِ دلم، یه دنیا غم، ریخته مثلِ علی تنم، بهم ریخته نیزه یه کاری کرده که، دیگه شدم از زندگی سیر بیا عمو، تا بُگذره، این لحظۀ سخت و نفسگیر چیزی نمونده از تنم، از بس که خورده، تیر و شمشیر (عمو حسین) 2 عمو حسین عمو حسین جان *** اینقده زخمیِ تنم، ای وای مثلِ ضریحِ بدنم، ای وای سنگایی که، بهِم زدن، صورت من رو داده آزار زیر سُمِ، مَرکب شده، قامتِ من مثلِ علمدار به فکر عمّه زینبم، اگر میبینی که شدم زار (عمو حسین) 2 عمو حسین عمو حسین جان *** شرحِ بلاهایِ عظیمِ من معنی شد از وضعیّتِ، این تن جایِ سُمِ، اسبو ببین، به رویِ این لبهای خونی پهلوم شکسته و دارم، از مادرِ تو من نشونی شکر خدا، که عاقبت، فدایِ تو شُد این جوونیم (عمو حسین) 2 عمو حسین عمو حسین جان *** گرفته پهلوهام بویِ، نیزه ماهِ عسل میرم رویِ، نیزه بیا و غصّۀ منو، به شادی و خنده بَدل کن این بار عمو، جایِ پدر، این تازه داماد و بغل کن با بوسههات، مرگِ منو، مصداقِ احلا من عسل کن (بابا حسن) 2 بابا حسن بابا حسن جان ***