نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کلاهخود ندارد، ولی سپر دارد زره نکرده اگر بَر تَنَش، جگر دارد زدند سنگ، زدن آخر از قضا افتاد زدند سنگ، زدن آنقدَر ز نا افتاد سپاه هلهله کردند و پای کوبیدند همینکه حضرتِ دامادِ کربلا افتاد هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید عزیزِ فاطمه از اسب بیهوا افتاد ***** تَنی که وا شده را دید، باورش سخت است به خیمه بُردنِ او مثل اکبرَش سخت است بلندکردنِ این ضربهخورده مشکل بود نیفتد از بدنَش ناگهان سرَش، سخت است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد