نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گریه میکنم برات گریه بلند غم تو شعله کشید به جون من هی میخوای بلندشی نمیتونی یار پر شکستهی جوون من پاشو خانم مثل شمع آب شدی آروم آروم خواب میدیدم که باهام حرف زدی آروم آروم درد خانوم رو پیشونیت عرق سرد خانوم زخم پهلوت زندگیمو زیر و رو کرده خانوم ای وای به زندگیم بدون فاطمهام ای وای هنوز خیلی جوونِ فاطمهام (ای وای، ای وای، ای وای، ای وای، ای وای)۴ وای من و وای من و وای من میخ در و سینهی زهرای من در وسط کوچه تو را میزدند کاش به جای تو مرا میزدند گریه میکنم برات گریه حزین چند دفعه جلو چشام خوردی زمین نمیذاشتم بری اون روز سیاه کاش میدونستم عدو کرده کمین پاشو خانوم کسی نیست ببین اشکامو خانوم بین کوچه حسنت میگیره چشماشو خانوم آه عزیزم من چجور رو لحدت خاک بریزم با تو خاک شد این دل شکستهی ریز ریزهام ای وای به لحظهها بدون فاطمهام ای وای به قامت کبود فاطمهام ای وای به زندگی بدون فاطمهام ای وای هنوز خیلی جوونِ فاطمهام چادرت را بتکان روزی ما را بفرست ای که روزی دو عالم از چادر توست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد