نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(آه، مثل تو من از دنیا سیرم واسه زخم بازوت بمیرم نشد اون روز از دست قنفذ غلافو بگیرم) ۲ هنوز یادمه که ریختن سرت، جلو چشم من خوردی لگد هنوز یادمه که دستامو بست،( مغیره سر تو داد میزد) ۲ زیر چکمهها خاکی شد پرت مثل قلب من سوخته معجرت زهرا زهرا زهرا روی پیکرت، یک لشکر دیدم روی چهرهات، رد انگشتر دیدم وای، وای زهرا ... آه، غرورم شکسته میبینی دیدم وقتی نقش زمینی یهو داد کشیدی همونجا که فضه خذینی هنوز یادمه عمر اومدو، با چکمه رو چادر پا گذاشت هنوز یادمه چطور سیلی زد،(عجب دستای سنگینی داشت) اشکام از غمت هربار میچکه خون تازه از مسمار میچکه زهرا زهرا زهرا دیدم یک لگد پهلوتو شکست سیلی گوشهی ابروتو شکست زهرا زهرا زهرا۲ وای، وای زهرا ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد