
به چشمام نگاه کن چشام حرفو بهت میگه عزیزم صدام کن تو میتونی فقط برا یه بار دیگه عزیزم غرورم شکسته جلو چشمام همه داراییمو باختم علی را حلال کن خونهی امنی اگه واست نساختم اگه بری نگارم زندگیم میشه یه ویرونه همین حالا منو کشته در و دیوار این خونه شبیه زندگیم این دل پریشونه منو حلال کن زهرا جان، زهرا جان، زهرا جان... قرارِ دل من زمین خوردی زمین خورده علیِ پهلوونت بمون تو اگه میشه خودم میشم عصا برای اون قدّ کمونت میسوزه وجودم خونهمو آتیش زدن با خونوادهم غریبم تو این شهر فاطمه پاشو خودت برس به دادم مغیره تا که میبینه منو حالت رو میپرسه به جون زینبم ببین دارم میمیرم از غصّه همینطوری بمون زهرا دلم قرصه روضه سنگینه داره زینب این مصیبتا رو میبینه روضه جانسوزه همه جای خونه بین شعله میسوزه مادر افتاده چه خبر شده صدا صدای فریاده نه فقط دیوار حتی غرقِ خونه هم چادر و هم مسمار مادرو کشت طوری زد دختر پیغمبرو کشت پیش چشمای علی کوثرو کشت همهی دلخوشیِ حیدرو کشت مادرو کشت در افتاد مادر افتاد با سر افتاد با سر افتاد در افتاد دلخوشیِ حیدر افتاد حیدر افتاد ای وای مادرم، ای وای مادرم... مادری خورد زمین همه جا ریخت بههم همهی زندگیِ شیر خدا ریخت بههم روضه دلگیره طوری با لگد زدن که داره میمیره پشت در تنها مونده تو شلوغیا به زیر دست و پا زخمیه بازوش داره خون میچکه از جراحت پهلوش خیلی بیتابه روی خاکِ کوچه هِی میریزه خونابه سینه شکست نفسای مادرو مغیره بست بد زده مادرو نانجیب پست مونده روی صورتش جای یه دست سپر شد خونجگر شد بیپسر شد، بیپسر شد سپر شد تا که قنفذ حملهور شد، حملهور شد وا اُمّاه، وا اُمّاه، وا اُمّاه، وا اُمّاه...