نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میانِ علقمه خونش به راه افتاده دو چشم خون شده و از نگاه افتاده كنارِ پیكر او بویِ یاس پیچیده شكسته مادری آنجا به آه افتاده حرامیان همه با نیزه های خود رفتند امیر مانده و در قتلگاه افتاده حسین می رسد و جمع می كند او را میانِ راه چرا تكه ماه افتاده به پا بخیز، كه سمت حرم كسی نرود ببین به خیمه ی زینب نگاه افتاده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد