
مگر درآسمان داریم از خورشید بالاتر مگر اهل یقین دارند از تردید بالاتر مرا انداخت پشت گوش مثل پیچ موهایش مگر عاشق کشان دارند از این تبعید بالاتر به خاک پاش زینت داد احمد شانه خود را چطور اورا کند از این تمجید بالاتر شب دفنش زیارت کرد حیدر را خود حیدر ندیده عرفان از این تجری بالاتر شب معراج با احمد ندایی گفت که در عرش برای دیدن مولا بفرمایید بالاتر علی را دید در آینه وقتی که خدا خود را ندیدم در همه ادیانش این توحید بالاتر خدایا الله او بنده ولی حرفم دقیق اینجاست مگر اهل یقین دارند از این تردید بالاتر تمام حرف من از مدح مولا فقط هست یک مصراع مگر در آسمان داریم از خورشید بالاتر علی جان کاش آن روزی که مارا خلق میکردی به روی سینهی ما ذکر حیدر در میآوردی