عبداللهیام، اباعبداللهیام تا عشقش به سینمه، ثاراللهیام... من و حال و هوای عبدالله دلم صحن و سرای عبدالله و با رخصت جانان، حسن شاه کریمان کنم جان به فدای عبدالله بنازم به وفای عبدالله، دو چشمم به عطای عبدالله الهی کربلا رو شود بگیرم امضا، از آن دست جدای عبدالله آقاجان تو کودک ولی مردی، تو هم مرد نبردی تو با دست جدایت چه علمداری کردی