نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آئینهدار زینب و زهرا رقیه کوچکترین اِنسیَةَ الحَورا رقيه (پشت سرش بیشک دعای پنج تن بود آدم اگر میگفت اوّل یا رقیه)۲ سِنش اگر کم، همتراز انبیا بود مانند کوثر آیةُ العُظما رقیه جا داشت روی شانهی کعبه ابالفضل جا داشت روی شانهی سقا رقیه (آرامتر از هر زمانی بود اصغر بالا سرش میگفت تا لالا رقیه)۲ تنها نه سال شصت و یک تا روز محشر هر فتنهای را میکند رسوا رقیه (پا بَر مقیلان مینهد اما محال است روی سَر موری گذارد پا رقیه)۲ (این طفل بیآزار را آزار دادند زجر بدی را دید در دنیا رقیه)۲ مقتل که میخواندم شبی با خویش گفتم: پیدا نمیشد کاش در صحرا رقیه **** رو نیزه سَر مردا رو میزدن پای نیزه هم زنها رو میزدن یه جوری شد این آخریا بابا (شتر راه نمیرفت ما رو میزدن)۲ دونه دونه دونه منو زدن حتی بیبهونه منو زدن دخترونه گفتم: نزن ولی نامردا مردونه منو زدن (درسته بابا بچه بودم)۲ درسته بابا جون نداشتم هر چی زدن داغ یه آخ و به دل دشمنات گذاشتم آخ یارالی بابا، آخ یارالی بابا **** (خورشید من آمدی شبانه قدری بغلم کن عاشقانه)۲ نشناختمت در اوّل کار نفرین خدا به این زمانه کی زیر گلوت را عزیزم اینگونه بریده ناشیانه؟ تقصیر حرارت تنور است این سوختگی زیر چانه امروز شبیه تو پدر سوخت این موی بلند تا زیر شانه اوضاع مناسبی ندارم خوب است که آمدی شبانه (منکه همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه)۲ رفتم وسط شرابخواران **** بار آخر دیدمت ای آفتاب زیر ابر خون و در بزم شراب دیدمت از ما حمایت میکنی زیر لب قرآن تلاوت میکنی دیدم آن سَفاک مزدت خوب داد مزد قرآن خواندنت با چوب داد حسین آه آه آه ... **** در چشم حسین از همهکس نازتر است از سرو نهال او سرافرازتر است هر چند که دست کوچکش را بستند دستش به کَرَم از همهکس بازتر است **** (لالا لالا داداش کوچیکم بخواب لالا لالا شاید ببینی خواب آب) ۲ **** تمور خانهی خولی هنوز روشن بود وگر نه موی تو باید بلندتر بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد