نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دل شوره هایِ دل ِخواهر، از غم هجرِ (داداش حسینه2) هنوز حسینش كنارشِ، پس چرا قلبش (به شور و شینه2) حلقه زدند، دور و بر، محمل عمه، همه جوونا تا پیاده، شه از رویِ، ناقه با احترام (دختر زهرا2) همون بانویی كه در حجابه زانوی عباس براش ركابه روی دستاش كودك ربابه 2 چادر و، روی علی می كشه كه یه وقت، شیرخواره بیدار نشه خیمه ها رو می كنند برپا، قاسم و عباس (با علی اكبر2) یه صدایِ، آشنا میاد، هی می گه حسین (غریب مادر2) بچه هایِ، زینب دارن، با التماس، می گن به دایی مادر می گه، از این زمین، داره میاد، (بوی جدایی2) دل مادر داره كنده میشه هر كاری كردیم آروم نمی شه می خواد با تو باشه تا همیشه2 حالا كه، نزدیك شدیم فهمیدیم نیزه هاست، نخل هایی كه می دیدیم
هنوز نظری ثبت نشده