نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستم از دستِ عمه کِشیدم رو سوی قتلِگاهت دویدم غیرتِ مجتبییم در وقوفِ مِنایم ای عمو جان دعا کن برایت در غریبی به کارَت بیایم ای امامِ رفته از حال ازدحام است، بینِ گودال (ای عمو جان)2 *** عاشقی کردن از سر گرفتم دستِ خود دادم و پَر گرفتم کردهام آرزویی تا تو آمین بگویی نذرِ تو، دستِ بسته به مویی بعدِ اصغر، نخواهم گلویی سینۀ تو، قتلگاهم گرچه بیسر، رو به راهم (ای عمو جان)2 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد