نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنها توی دل گودال تشنه داری میری از حال جنجال بالا سر داداش ای وای بدنته پامال پر نیزه شد تموم پیکرت داری میکشی نفس آخرت خدا رحم کنه به دل خواهرت داره میرسه صدای مادرت این که داره اینحوری دست و پا می زنه مادرشو صدا میزنه حسین منه تشنه لبی که پر خونه دهنش خاکی شده موی سرش حسینه منه تیر اونقده خوردی رو اسب داری میری از حال ای زینت دوش نبی می ری ته گودال جا واسه دست و پا زدن نداری خواهر فدات من همه چی رو دارم از سر می بینم این خواهرت که می بینه که یه بی حیا داره میاد بشینه رو سینه خواهرت که می بینه نیزه خورد پهلوتو رفته رفت دوباره مدینه خواهرت که می بینه پنجه زد موتو که چنتا تار مو رو زمینه با دست پر زد رو سینت نشست و حرکت کرد با دست پر زد رو سینت نشست و یک نیم حرکت کرد با خنجر لب پر شدش گلو تو اذیت کرد نیزه رو خواستم از سرم در بیارم دستم برید از اون روزی که یه لگد خوردم از شمر دستم خمید وحشیانه بریدن حنجره یار منو چه وحشیانه بریدن سنگدل بودن می خونم چقدر بی رحمانه بریدن وحشیانه بریدن سر و به رسم و رسوم جاهلانه بریدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد