
تا کاروان وارد به دشت کربلا شد اندوه و محنت بهر آنها بر ملا شد مولا بگفتا قتلگاه ما همینجاست پایان و سرانجام راه ما همینجاست این سرزمین وعدهگه مهمانی ماست اینجا محل و وادی قربانی ماست اینجا دهد هر گوشهاش بوی پیمبر آید ز هر سو نالة زهرای اطهر اینجا بود کرب و بلا محمل گشایید خود را دگر آمادة قربان نمایید اینجا علی اکبرم بر خاکُ افتد در موج خون با پیکر صدچاکُ افتد