تصویر مهدی اکبری - بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده

بابای من چشای من از آسمون ابری تر شده

[ مهدی اکبری ]
  • 1.9K
  • 3
  • 0
بابای من، چشای من از آسمون ابری‌تر شده 
شاپرکت، دخترکت با شمر و زجر همسفر شده 
شام بلا باید بابا از کوچه بازار گذر کنیم 
اهل حرم چادر ز هم
 (قرض می‌کنیم تا به سر کنیم)۲
(بابا بی تو کی شبم سحر میشه)۲
بابا هر دفعه‌اش غمم بیشتر میشه
بابا آستینم مگه معجر میشه 
وای وای وای، وای وای وای
بابا غصه می‌خورم، بابا سوخته چادرم 
دارم دیگه می‌بُرم
لبم شد ترک ترک، بازم قصه‌ی فدک
همش می‌خورم کتک
(رقیه جان، رقیه جان، ای طفل معصوم کربلا
رقیه جان، رقیه جان، حاجیه خانوم کربلا)۲
*****
(خون شد دلت تا قاتلت 
اومد از پشت موهامو کشید)۲
آخ بابایی با دستایی که 
تورو کشت موهامو کشید 
(از بس که زد زیر لگد
 زانوی راه رفتنم شکست
راهمو بست با پشت دست
زد مهره‌ی گردنم شکست)۲
بابا سخته درد زخم وا شده 
بابا استخون جابه‌جا شده 
بابا بینش فاصله پیدا شده 
وای وای وای، وای وای وای 
بابا رفتی قتلگاه، بابا شدم بی‌پناه
بابا بودم بی گناه 
شدم غصه‌دار تو، دیدم حال زارتو
تموم کردن کارتو 
(رقیه جان، رقیه جان، ای طفل معصوم کربلا
رقیه جان، رقیه جان، حاجیه خانوم کربلا)۲
*****
(چه کربلا، چه پر بلا
سینه شکسته چکمه‌ی سیاه
دستامو داشت، عمه نذاشت 
بیام تو گودال قتلگاه
یادم میاد آبت نداد
یکم سرت رو بالا گرفت
خونین دهن، سر از بدن 
از پشت سر از قفا گرفت)۲
بابا بعد کُشتنت اسیر شدم 
بابا پرشکسته در زنجیر شدم 
بابا اندازه‌ی سنت پیر شدم 
وای وای وای
من و دستای عدو، رد پنجه رو گلو
کجاست دستای عمو؟
(من و زجر بی حیا، ببین دندونم بابا 
شکست زیر ضرب پا)۲
(رقیه جان، رقیه جان، ای طفل معصوم کربلا
رقیه جان، رقیه جان، حاجیه خانوم کربلا)۲

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد