تصویر مهدی اکبری - اومدی، با پای سر اومدی، چه بی خبر اومدی

اومدی، با پای سر اومدی، چه بی خبر اومدی

[ مهدی اکبری ]
  • 7.8K
  • 34
  • 0
اومدی، با پای سر اومدی، چه بی خبر اومدی
خوب شد پدر اومدی، به دیدنِ من

بی مقدمه بذار بگم بابا، منو زدند
وقت و بی وقت بی هوا تو کوچه‌ها، منو زدند

شهرِ کوفه، شهر شام، خولی و زجر و حرمله
واسه سرگرمی و خنده لعنتیا منو زدند

آب می‌خورد منو میزد
جلو چشمای رباب منو میزد

تو همون مجلسی که تو رو زدند
وقت مستیِ شراب منو میزد

خیر نبینه، بال و پرم درد می‌کنه
خیلی سرم درد می‌کنه
خیر نبینه از زندگیش زجر

بابا حسینم...

کو عموم؟ که بشینه روبروم
ببینه بغض گلوم

دلخوشیام شد حروم
(کجاست علمدار؟) 3

امنیت رفت تا که رفتی، تا که خورد علم زمین
اثر نبودنت رو، روی صورتم ببین

من دلم تنگ شده واست، اگه راه داره عمو
از رو نیزه بیا مثل بابا رو پاهام بشین

تو نبودی پیر شدم
از خودم از زندگیم سیر شدم

من که جام رو شونه‌هات بود یه روزی
زیر دست و پا زمین‌گیر شدم

خیر نبینه، نمونده مویی به سرم
کبوده کل پیکرم، خیر نبینه از زندگیش زجر

بابا حسینم...

شهرِ شام، یه قصه‌ی ناتمام، کابوس روز و شبام
غصه‌ی تنهاییام، امون از این شام

از سرِ صبح تا سرِ شب تو بازار برده‌ها
ما رو گردوندن و کشتن با چشم و نظاره‌ها

خیر ببینه عمه زینب که مواظب بود همش
تا نبینن شامیا، صورت حیدر زاده‌ها

ما کجا و ازدحام
جای ما نبود توی بزم حرام

بی هوا زد بدجوری تو دهنم
تا که گفتم من باباییمو می‌خوام

خیر نبینه، با ضربه‌ی سنگی به دست
دندون شیریمو شکست

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد