نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گلویت را شبی ترسیم کردم و جای تیر را ترمیم کردم نشستم پای درس حنجر تو سپس بر جاهلان تفهیم کردم گرفته جرعه ای از چشم مستت میان تشنگان تقسیم کردم همه دار و ندارم را در آن شب به پای حضرتم تقدیم کردم گلویت را ز هم پاشیده بودند بساط آب را برچیده بودند تمام تارهای صوتی تو ز بی آبی به هم چسبیده بودند تو را چندین ملک تا پشت خیمه میان بال خود پیچیده بودند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد