نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ز فرط گریه نایم زخمه مادر دلم، چشمم، صدایم زخمه مادر برای كندنِ قبرت در این دشت تمام پنجه هایم زخمه مادر صدای مادری غرقِ نیازه وجودش یكسره سوز وگدازه كمی آهسته تر دفنش كن ای شاه ببین چشم قشنگش نیمه بازه گلی نشكفته از گلشن گرفتی تموم عمرم و دشمن گرفتی الهی حرمله دستت قلم شه كبوتر بچم و از من گرفتی بخواب ای نازنین طفلِ صغیرم الهی بهر لبهایت بمیرم به دستِ من، نه با تیرِ سه شعبه بخواب، ای كودك ناخورده شیرم ای گل چه زود دست خزان كرد پرپرت رفتی و رفت خنده ز لبهای خواهرت هركس كه دید رأس تو بر روی نیزه ها آهی كشید و گفت كه بیچاره مادرت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد