نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای خوشبهحال لب اصغر که تو سقّا شدهای آب از هیبت عباسی تو میلرزد (بیعصا آمدهای، حضرت موسی شدهای)2 (به سجود آمدهای یا که عمودت زدهاند)2 یا خجالتزدهای وه که چه زیبا شدهای (یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت)2 کمر خم شده را غرق تماشا شدهای سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی (اندکی فکر خودت باش ببین تا شدهای)2 ماندهام با تن پاشیدهات آخر چهکنم؟ ای علمدار حرم مثل معما شدهای (مادرت آمده یا مادر من آمده)2 با چنین حال به پای چهکسی آمدهای بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم هر دم از غصه جانسوز تو آتش گیرم (مادرم داد به من درس وفاداری را)2 عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم (حسین)2 تا که مامور شدم علقمه را فتح کنم آیت قهر بیان شد ز لب شمشیرم (واویلا، آه و واویلا زمین کربلا)2 (سایهی پرچم تو کرد سرافراز مرا)2 عشق تو کرد عطا، دولت عالمگیرم (دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد)2 چشم من داد از آن آب روان، تصویرم (ای قدو قامت تو معنی قدقامت من)2 ای که الهام عبادت ز وجودت گیرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد