نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ای امیری که علمدار شه کرببلایی)۲ (اسد بیشهی صولت، پسر شیر خدایی)۲ به نسب پور دلیرِ علی آن شاه عدو کُش به لقب ماه بنی هاشم و شمع شهدایی حسین، حسین (من چه خوانن به مدیحه؟ تو که خود اصل مدیحی)۲ من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنایی بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شطّ تو نسیمی ز فضل و ادب و بحر حیایی دستت افتاد ز تن، مشک به دندان گرفتی تا مگر دست عبّاس سوی خیمهگه آیی (شاه با وفا ابالفضل)۲ (معدن سخا ابالفضل)۲ گرهی تو نگشود چو از دست همانا خواستی تا که مگر عقده ز دندان بگشایی هیچ سقّا نشنیدم که لبِ تشنه دهد جان جز تو ای شاه که سقّای یتیمان ز وفایی (بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا)۲ (بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا)۲ (تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده)۲ (تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد