نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(زمين علقمه درياي خون شد) 2 (تن بي دست سقا واژگون شد) 2 ابالفضل... (شنو از حلق خشکِ چاک چاکش) 2 (فغانِ یا اخاه ادرک اخایش) 2 (عزيز فاطمه با قلب خسته) 2 (سر نعش علمدارش نشسته) 2 به دامن گه نهد آن جسم صد چاك گهي خون از دو چشمش ميكند پاك ابالفضل... (گهي گويد كه اي ماه مدينه) 2 چه گويم آب اگر خواهد سكينه (به خیمه دخترم چشم انتظار است) 2 (به حالِ مرگ طفل شیر خوار است) 2 (شكسته از غمت پشت حسين است) 2 (پريشان گيسوان زينبين است) 2 ابالفضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد