مانده ام چشم انتظارم ای نگار نازنینم
حسین سیب سرخیپسندیدن12
بازدید6.9K
مانده ام چشم انتظارم ای نگار نازنینم تو گل زهرایی و من لالهی امالبنینم یا ابالفضل ای برادر ، ای علمدار رشیدم من دگر دستی ندارم تا که دامانت بگیرم آرزو دارم ز خجلت بر لب دریا بمیرم یا ابالفضل ای برادر ، ای علمدار رشیدم در میان سینه آه و میچکد از دیدهام یک طرف افتاده دست و یک طرف افتاده مشکم تا که آمد بوی زهرا من دوباره جان گرفتم دست من رفته ز دست و مشک را بر دندان گرفتم یا ابالفضل ای برادر ، ای علمدار رشیدم تو مسیحایی و من سر تا به پا دردم برادر تا قیامت سوی قیامت بر نمیگردم برادر از دو دیده اشک خجلت روی دامانم چکیده از چه دیگر تو میزنی بوسه بر دست بریده یا ابالفضل ای برادر ، ای علمدار رشیدم در کنار آبم اما در غم یک قطره آبم رفتهام از یاد و یاد طفل دلبند ربابم میروم از دار دنیا تا به جنت نزد دلدار یا اخاه بنما حلالم حق تو را یار و نگهدار یا ابالفضل ای برادر ، ای علمدار رشیدم