نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ارض و سما، گشته خموش از علقمه، آید به گوش بانگ غم و هجران پیچیده بانگی در فضا گوید اَخا اَدرِک اَخا باز آ برادر جان ای مهربان باز آ، که زیر دست و پا سقا، دیدنی شده ساقیه لب تشنه، به زیر خنجر و دشنه، رفتنی شده بر خاک غم افتادهام از سَدر زین شد غرق در خون، لالهی ام البنین یا حسین یا حسین، ما را ببر کرببلا ... در ره که میآیی به سوی علقمه نالهی غریبی من پیچیده تو کربلا پهلوون لشکرت افتاده زیر دست و پا... جای عمود آهنی، بر فرق من مولا ببین، افتادهام از پا افتاده از دستم علم، گردیده دستانم قلم، ای زادهی زهرا دستی ندارم من، که بر سینه گذارم من، نور عین من هستم ابوفاضل، نشد سقاییام کامل، ای حسین من ای چاره ساز سینههای بیقرار، خفتم به خون و از کفم چاره شده دادم به طفلان وعدهی آب فرات، شرمنده ام مشکم ببین پاره شده پیکر منو مبر به سوی خیمه از کَرَم میکشم خجالت از، بچههای اهل حرم وقتی که افتادم ز زین، خوانده مرا ای نازنین، آهنگ غمناکی قامت خمیده دلبری، پهلو شکسته مادری، با چادر خاکی پر شد شمیم یاس، کنار مرقد عباس، در این علقمه پیچیده در صحرا، الا ای زادهی زهرا، بوی فاطمه گوید بیا ای نور چشمان ترم، من قد خمیده دل شکسته مادرم اقا ببین بگرفته زهرا مادرم، از مهربانی بر سر زانو سرم نمیدونم چرا قد مادرت، کمونی بود؟ چرا یاس مدینه، صورتش ارغوونی بود؟ از شوق دیدار حسین، دارم به سینه شور و شین، من بندهی شاهم رؤیای شبهایم شده، آهنگ لبهایم شده، کرببلا خواهم کرب بلای تو، ضریح با صفای تو، قبلهی دله گنبد طلای تو، طواف کربلای تو، حج کامله عباس علمدار و عموی مهربان، قد ضریحش از زمین تا آسمون هی از خودم میپرسم از دلواپسی، اینقد چرا کوچیک قبر پهلوون بده حاجت دل غریبمو ارباب حسین وعدهی من و شما باشه تو بین الحرمین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد