نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هزار شكر كه هر شب هوای ما داری چقد روزی و روضه برای ما داری آقا برای ما فقط از خویش خرج می كنی چه حرف ها كه برای خدای ما داری چه اشك ها كه تو بر چشم های ما دادی چه ناله ها كه تو با های های ما داری ز راه می رسی و بوی سیب می آید چقدر عطر خوش از كربلای ما داری ز راه می رسی و گیسوان تو خاكیست گمان كنم خبر از سر جدای ما داری بگو حسین بمیرم بگو كه زنده شوم مریض عشقم و با خود دوای ما داری نشسته ایم كه پرپر كنیم گل ها را بیا كه منصب صاحب عزای ما داری گرفته ایم از این روضه ها نشان بقیع نشسته ایم كنار كبوتران بقیع شبهای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آید به دشت كربلا گردد به دور قتلگاه گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد