نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برای بار غمت شانه ی خم آوردم بگیر دست مرا جان تو كم آوردم اگر غروب دهم پیشتان نشد باشم دلم خوش است كه با اشك، مرهم آوردم دوباره موسم حج آمد و ندیدمتان ولی به نیتتان آب زمزم آوردم شبیه سینه ی سرخت نمی شود پیدا به سینه زخم كبودی فراهم آوردم شب یتیم نوازی توست منتظرم ببین شكسته سری پای پرچم آوردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد