تصویر سیدمهدی میرداماد - برای بار غمت شانه ی خم آوردم

برای بار غمت شانه ی خم آوردم

[ سیدمهدی میرداماد ]
برای بار غمت شانه ی خم آوردم 
بگیر دست مرا جان تو كم آوردم 

اگر غروب دهم پیشتان نشد باشم 
دلم خوش است كه با اشك، مرهم آوردم 

دوباره موسم حج آمد و ندیدمتان 
ولی به نیتتان آب زمزم آوردم 

شبیه سینه ی سرخت نمی شود پیدا 
به سینه زخم كبودی فراهم آوردم 

شب یتیم نوازی توست منتظرم 
ببین شكسته سری پای پرچم آوردم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد