نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خجالتم نده و عاصیَم خطاب مكن نده جواب مرا، لااقل جواب مكن تمام خواسته هایم برای نفسم بود دعای من كه دعا نیست مستجاب مكن همینكه ترس برم داشته خودش كافیست تو با عتاب، دلم را پر اضطراب مكن عتاب كردن تو بدتر از جهنم هاست جهنمم ببر اما دگر عتاب مكن چقدر جار زدم من كه دوستم داری بیا مقابل مردم مرا خراب مكن اگر كه عبد نبودم نجف نمی رفتم مرا بخاطر شیر خدا عذاب مكن سوا نكن كه همه باهمیم جان حسین همه غلام حسینیم انتخاب مكن بنویس كه هرچه نامه دادم نرسید بنویس كه یك نفر به دادم نرسید بنویس قرار من و او جمعه ی بعد امروز كه هر چه ایستادم نرسید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد