
هَل مِن مبارز، یا ایهاالناس میره به میدون، شاگردِ عباس سِبطُ المصطفی، اِبنُ المجتبی یا حَسن، حَسن، تپشِ قلبِ من یادم نمیره بابا وقتِ شهادتینش میگفت، میونِ بستر حرفی رو با حُسینش لا یوم، کَیومَکَ اباعبدالله *** دارم چه شور و حُسنِ ختامی کارش تمومه، اَزرَقِ شامی سِبطُ المصطفی، اِبنُ المجتبی یا حَسن، حَسن، تپشِ قلبِ من الله اکبرِ رو، لبهای تو عموجون انگاری اومده باز، شیرِ جَمل به میدون لا یوم، کَیومَکَ اباعبدالله *** مثلِ اباالفضل، دیگه رَشیدم زیرِ سُمِ اسب، چه قَد کِشیدم سِبطُ المصطفی، اِبنُ المجتبی یا حَسن، حَسن، تپشِ قلبِ من ارثِ من از مدینه است این زخمِ روی سینه است میرَم تا که سرت رو رو نیزهها، نبینم لا یوم، کَیومَکَ اباعبدالله ***