
تازه داماد کربلا قاسم خوش قدوبالا مرحبا قاسم تو دوباره زنده کردی جلوات مجتبی رو داری میری پیش بابا برسون سلام ما رو هیچکس ندیده یک نوجوونو که بیزره بره به میدون آخر به جای بارونی از گّل تنِ تو میشه نیزهبارون میزنی شمشیر ای جوونمَردم تو رجز خوندی من دعا کردم تو برام داری میجنگی روزی که برادرم نیست غمِ روضهی تو کمتر از روضههای اکبرم نیست با تیر و نیزه راهت رو بستن چه رسمی از مدینه دارن بغض داداشم تو سینشونه اینا یه عمره کینه دارن زیر بارون نیزه جاموندی وایِ من زیر دست و پا موندی تو صدام زدی بمیرم کاری برنیومد از من با عظیمترین بلاها همه جسمتو شکستن سینه به سینه بردم تنت رو شدی تو هم قد علمدار رفتی عزیزم آغوش بابا برو عمو خدانگهدار