تصویر حاج محمود کریمی - نه دلگرمی نه نسکین مانده باقی

نه دلگرمی نه نسکین مانده باقی

[ حاج محمود کریمی ]
من این یک‌ نفس، بشتاب مادر
مرا این لحظه‌ها دریاب، مادر

شدم مثل رباب این روز آخر
عذابم می‌‌دهد این آب، مادر

نه دل‌گرمی نه تسکین مانده باقی
که داغی سخت و سنگین مانده باقی

ببین از پنج فرزندم برایت
فقط یک مَشکِ خونین مانده باقی

ز تو حیف است بازویت بیافتد
و زخمی بین ابرویت بیافتد

چه می‌شد وقت جان دادن عزیزم
سرم بر روی زانوی بیافتد

زمین خوردن تنت را هم بِهَم ریخت
حرامی پیکرت را هم بِهَم ریخت

حرم با تو زمین افتاد عباس
عمود آمد سرت را هم بِهَم ریخت

تو را بست از سَرِ گیسو به نیزه
مگر تابت دهد هر سو به نیزه

الهی بشکند دستان خولی
تو را محکم زد از پهلو به نیزه

سرت بر خاک بود و دردِ سر شد
که سرگرمیِ چندین رهگذر شد

سرت برگشت بر نیزه ولیکن
شکاف اَبروی تو بازتر شد

هزاران تیر بر تن تا پَرآمد
هزاران تیر بود و مادر آمد

مگر کم بود حجم تیر این سو
که غلطیدی و از آن سو در آمد

پُر است این‌جا پَری آتش گرفته
لباس و مَعجری آتش گرفته

شنیدم روضه‌ات را بار اول
خودم از دختری آتش گرفته

چقدر آن قافله شرمنده‌ام کرد
نشانِ سلسله شرمنده‌ام کرد

تو را نه، کاش مَشکَت را نمی‌زد
بمیرد حرمله شرمنده‌ام کرد

ببین این روزهای آخری را
شنیدم روضه‌ی انگشتری را

خداوندا سَنان از من گرفته
تمام لذت نامادری را

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمود کریمی حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت ام البنین (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد