نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نماز صبح شد طلوع کرد اذان به صف شدند باز هزار ارغوان به صف شدند باز فرشتگانِ عرش زِ هر طرف رسید هزار کاروان کمان کشیدهاند هزار حرمله کمین گرفتهاند آهای کودکان به زیر بالِ آه، پناه میبَری که نیست مادری در انتظارتان گرسنگی بس است شما و جوی شیر بس است تشنگی، بهشت نوش جان به روزنامهها رقم زنید خون خطابهای کنید که پا شود جهان کجاست التیام، کجاست انتقام؟ به این سگانِ هار، که میدهد امان؟ بَدا به غفلتِ مدافعانِ ترس خوشا به غیرتِ مجاهدانمان به لحظهای درنگ تقاص میدهیم نگاه کن ببین نشان به این نشان ملافهای بکِش بر اینهمه شهید که تکّه تکّهاند آهای آسمان **** بر خاک تو هر که سر ندارد سر از دلِ خاک برندارد در کوی تو وحی رحم نبُرده از جاه تو کس خبر ندارد در بین دو آفتابِ زهرا مثل تو علی قمر ندارد گلبوسه چو تو به دست و بازو هرگز پسر از پدر ندارد سقّایی و هیچ کس به عالم از تو لبتشنهتر ندارد تو چشم و چراغ عالمینی سر تا به قدم همه حسینی ای سینهی عشق داغدارت وی قلبِ بسان بیقرارت گلبوسهی پنج حجّت حق بر دست و جبین هزار بارَت **** چشم خداوند چو دست تو دید بوسه زد و اشک زِ چشمش چکید با لبِ آغشته به زهرِ جفا بوسه زده دست تو را مجتبی دید چو در کربوبلا شاه دین دست تو افتاده به روی زمین خم شد و بنهاد سرِ دیدهاش بوسه بزد با لب خشکیدهاش حضرت سجّاد همان دستِ پاک بوسه زد و کرد نهان زیر خاک **** سقّای دشت کربلا اباالفضل اباالفضل اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد