
میهمانم کردی و بار سفر آوردهام دستهای خالی و چشمان تر آوردهام راه دادی بین خوبانت من گمراه را آبرو دادی و شرم شعله ور آوردهام حال و روزم را ببین و دستهایم را بگیر روسیاهم! از گناهانم خبر آوردهام یا غیاث المستغیثین یا رجاء المذنبین یا انیس الذاکرین اشک سحر آوردهام سفرهی لطف تو پهن و دست خالی، سر به زیر کوه عصیان و ثوابی مختصر آوردهام با لکَ صمتُ به زنجیرش کشیدم باز هم حرص شیطان را دمِ افطار در آوردهام فصل دقُّ الباب شد پای دعای افتتاح از قفس آزاد کردی بال و پر آوردهام روح من مأنوس شد با یا علیُ یا عظیم تا خریدارم شوی یادِ پدر آوردهام بوتراب و قاهِر الاعداء والیَّ الولی رو به لطف حضرت خیرالبشر آوردهام در گذر از من بمولانا امیرالمؤمنین عاصی ام اما شفیع معتبر آورده ام ****** شاعر: مرضیه عاطفی **********