اگرچه بیحیایی کردم که دنبال تباهی رفتم من اوّلیننفر نبودم که راهو اشتباهی رفتم دنیا یهجور تنگه برام که نفس توو سینم نمیذاره هر کاری میکنم، یکی هست که باز ازم گلایه داره من دیگه کمآوردم کاری ازم ساخته نیست دنیا به کام اونکه زندگیشو باخته نیست یا ربُّ! یا الهی! دنیا شبیه آب شوره؛ انگاری دنیا، ته نداره به هرکی روو زدم نتونس، یهراهی پیش پام بذاره مشکل من همینه یاربّ، که روو زدم به اهل دنیا حالا خرابتر از گذشته؛ سرخوردهتر اومدم اینجا مگه خودت نگفتی لطف تو چارهسازه خالیتر از همیشه دستم پیشت درازه یا ربُّ! یا الهی! دنبال یهبهونه بودم که باز بیام، منو ببخشی نالایقم ولی خدایا! ازت میخوام منو ببخشی امشب یکی شفیعمونه که خیلیخیلی مهربونه شفیع ما امشب خدیجهاس؛ مادربزرگ آقامونه حقّو تا پای جونش رها نکرد خدیجه جدا شد از فاطمهش با آه سرد، خدیجه مولاتی! یا خدیجه!