نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمدم به درگهت، مهربان خدای من! آمدم که بند غم، واکنی ز پای من بند معصیّت ببین بسته دستوبال من گر که نگذری ز من، آه! بد به حال من از گنه، سیه شده؛ روز و روزگار من بد شدم ولی تو باز، بودهای کنار من مهربان اله من بگذر از گناه من آه از این دل حزین! زاری مرا ببین مهر مرتضیعلی با گلم شده عجین من سیهروترم از تمام خلقتت آمدم ولی سر سفرهی ضیافتت مهربان به بنده، تو؛ از گناه، خسته من مرگ من اگر رسد؛ خالی است دست من مهربان اله من بگذر از گناه من بندهی تو آمده در پناه مرتضی من حواله دارم از جانب امام رضا قبلهی دلم شده، گنبد طلای او در تمام عمر خود، بودهام گدای او گرچه رووسیاهم و دوزخت به من رواست درگذر ز من که من، ضامنم امام رضاست ذکر من دم لحد یا امام رضا مدد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد