نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جز ذکر توأم نیست ثنایی و دعایی بیحال و هوای تو چه حالی؟ چه هوایی؟ بیزخم تو محروم بود سینه ز مرهم گر درد نبخشی، چه طبیبی؟ چه دوایی؟ بگذار که چون گرد به خاکت بنشینم تا بر سر پایم بگذاری، کف پایی از مرتبه و قدر و جلالش نشود کم گر پادشهی چشم گشاید، به گدایی عمری گذراندیم و دریغا که ندیدیم روزی که ز ما سر نزند، جرم و خطایی از گوش کر خود، گله داریم وگرنه هرلحظه به ما از تو رسیدهاست، صلایی مرغان هوا، خلق زمین، ماهی دریا هر یک به زبانی ز تو گویند ثنایی ایمن شده از روز مکافات و نگفتیم هر لحظهی این عمر بود روز جزایی افسوس که در کوی تو بودیم و نبودیم از پرتو حسنت، نگرفتیم ضیایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد