کمکم کن که یهکم گریه کنم برا خودم گریه؛ واسه لحظههای رفته و هدر شده گریه؛ واسه روزایی که بازگشتی ندارن گریه؛ واسه زحمتهام که دیگه بیثمر شده اگه حقّمه بسوزم، بسوزون اگه باید بزنی، باشه بزن ولی چنلحظه بذار حرف بزنم که مزار حرفامه، سینهی من اونیکه زندگیشو باخته، باید چیکار کنه اونیکه غصّه بهش تاخته، باید چیکار کنه اونیکه بعد هزارمرتبه لطفتو دیدن هنوزم لطفتو نشناخته، باید چیکار کنه اونیکه نونونمکخورده، منم صاحب سفرهرو آزرده، منم اونکه آبرو بهش دادی ولی همیشه آبروتو برده، منم حالا که شب ولادت امام مجتباس حالا که جشن و سرور، توو خونهی علی بهپاس منو میبخشی بهخاطر حسن که میدونم حساب امامحسن، پیش تو از همه سواس اونکه بیچارهی چشماشه، منم اونکه دیوونهی باباشه، منه توو حرم یهروز مناجات میخونم اونکه دائم تووی رویاشه، منم