نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این گریه و این زاری غصّهداری، بیداری معنیش اینه که هنوز دوسم داری اینهمه گرفتاری دست خالی، بیماری معنیش اینه که هنوز دوسم داری غمهارو، تو پیش پام گذاشتی دوسداشتی صدات کنم دوباره امّا من دوباره قهر کردم گفتم که خدا دوسم نداره عذراً لَکَ یاربّ؛ حَمداً لَکَ یاربّ دستامو بگیر بِکَ یاربّ این زیارت، این هیئت این گریهی توی روضهت معنیش اینه که به من حواست هست این روزی بیمنّت بیداری توو این ساعت معنیش اینه که به من حواست هست من خوبیهای تورو ندیدم از دست خودم کلافه هستم شیطون یهکاری کرده با قلبم میگم نکنه اضافه هستم عذراً لَکَ یاربّ؛ حَمداً لَکَ یاربّ دستامو بگیر بِکَ یاربّ با گردن کج، امشب شرمندهام از زینب زینب که ندید غیر زیبایی با اینکه جلو چشمش با چوب زدن روو لب بازم نمیدید غیر زیبایی این همه مصیبت دید و بازم هیچوقت به گله نگفت خدایا تا کاخ یزید رفت و میگفت ما رأیتُ إلّا جمیلا وای از دل زینب! وای از دل زینب با غم، عجینه گل زینب نالهها تا به ثریّا میرفت خیزران بود که بالا میرفت در دلم شوری از آنلحظه به پاست چون ندیدم هدف چوب، کجاست وای من! حال شده معلومم به لبت میزده؛ ای مظلومم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد