
ماه مبارک شد دعا گرفته انوار تو مارا فرا گرفته با سر رسانده باز هم خودش را بند دَم یا رَبَّنا گرفته در مجلس نورانی مناجات حتی فرشته نیز جا گرفته خوبان همه حاضر شدند اینجا از انبیا تا اولیا گرفته تا چون منِ بی دست و پا بیاید صد شکر بزم توبه پا گرفته لب تشنگان سیراب از سَبویت مسکین هم از دستت غذا گرفته با اشک دادی شست و شو دادی گدا را چشمان بارانی صفا گرفته ای کاش بعد ماه تو ببینم با قلب صافی که جَلا گرفته عادات شیطانی علاج گشته اَمراض نفسانی شفا گرفته پس در ازای هر الهی العفو هر عاشقی یک کربلا گرفته این زندگی شیرینی خودش را از چای تلخ روضهها گرفته ارباب بی سر بین مقتل افتاد زینب اِلی محشر عزا گرفته ای وای بر من جای بوسهاش را این تیغها این نیزهها گرفته تیکههای پیکر تو را هم از نعل اسب بی حیا گرفته