
شد شب جمعه، شب غفرانه اومدی عبدی که پشیمانه بیا قبولم کن خدا که اومده عبد فراری با اشک و آه و زاری و شرمندگی و خاکساری میشه منو توبه بدی، میشه به من منت بزاری یا ربنا یا ربنا یا ربنا الهی العفو... برا خودم کاری نکردم من اماممو یاری نکردم من روز و شبم غرق گناه، با دوری از قرآن به سر شد شبهای من بی بندگی، در غفلت و عصیان سحر شد حالا چشام تو مجلس توبه به درگاه تو تر شد یا ربنا یا ربنا یا ربنا الهی العفو... اهل حرم منتظرن داداش، پاشو بریم فکر سکینه باش چی میگذره به دخترم، عباس من اگه نباشی قول بده از رو نیزهها، مراقب رقیه باشی الهی روی نیزهها، واسه همه مشکل گشاشی عباس من، عباس من، عباس من جانم ابالفضل... ای سایهی روی سرم پاشو، مَحرَم نداره خواهرم پاشو چطور دلت میاد داداش، رقیه رو تنها بذاری دلت میاد ناموستو، بین نامحرم جابذاری باور نمیکنم میخوای، روی دل من پا بزاری وای از منو وای از دل زارم از خیمههای بی علمدارم وای از حرم، وای از دلم وای از غم غارت معجر وای از منو از زینبو، گودال و از هجوم لشگر وای از سر و تشت زرو، وای از اشاره سوی دختر