قسم به غربت خاکی که فوق تفسیر است

قسم به غربت خاکی که فوق تفسیر است

[ حاج محمدرضا طاهری ]
قسم به غربت خاکی که فوق تفسیر است
هوای شعر برای بقیع دلگیر است

چگونه شعر بگوید دلی که میگیرد
الا بقیع چرا شاعرت نمی میرد

بقیع سامره و کربلا و مشهد نیست
در این سراب خبری از رواق و گنبد نیست

بقیع مثل نجف نیست تا که مهمانش
به راحتی بنشیند میان ایوانش

ولی بقیع بهشتیست با چهار مزار
بقیع مژده سالیست با چهار بهار

چهار مظهر غربت چهار تن مظلوم
چهار قبر غریب از چهارده معصوم

فقط میان بقیع است این قرار تمام
به یک سلام شوی زائر چهار امام

ولی نه آه دلم نا تمام مانده هنوز
به سینه حسرت عرض سلام مانده هنوز

سلام از عمق دل دیده ای که پر ابر است
به مادری که بدون حرم نه بی قبر است

اگر سلام تو آتش به سینه ات افروخت
از آن دریست که روزی میان آتش سوخت

ز هُرم شعله در یاس را که پژمردند
در آن هجوم علی را به ریسمان بردند

میان تلخی آن صحنه غبار الود
شکست قامت مرد و مدینه شاهد بود

از آن غروب غم انگیز چند سال گذشت
که باز خاطره کوچه از خیال گذشت

مدینه همدم اندوه دودمان علیست
و باز شاهد مردی ز خاندان علیست

که باز آمده آتش در آستانه ی او
هزار شکر که محسن نداشت خانه ی او

رسیده اند که از باغ لاله را ببرند
امام صادق هفتاد ساله را ببرند

تصورش چقدر سخت میشود ای وای
بزرگ طایفه در کوچه می دود ای وای

کسی نگفت مگر پیر مرد بردن داشت
تن نحیف مگر تازیانه خوردن داشت

میان گریه آرام او بلند نخند
به دست بی رمقش لااقل طناب نبند

میان سینه او روضه مدینه به پاست
طنین روضه اش از وای مادرش پیداست

عزیز فاطمه را بی اراده می بردند
همه سواره و او را پیاده می بردند

دوید و از نفس افتاد پشت آن مرکب
دوید و از نفس افتاد گفت یا زینب

اگر چه رفت ولی قامتش خمیده نبود
به نی مقابل چشمش سر بریده نبود

اگر چه رفت ولی سلسله به شانه نداشت
به جای جای تنش رد تازیانه نداشت

***

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام صادق (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام صادق (ع)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات