قاسم جان بلند شو از رو خاک میدون

قاسم جان بلند شو از رو خاک میدون

[ حاج اسلام میرزایی ]
قاسم جان بلند شو از رُو خاک میدون
از زخمای جسمت می‌ریزه همش خون
درهم شد تن تو زیر دست و پاشون
زیر و رُو شدی با نعل مرکباشون

انقده نیزه خورده پهلوت
که پیکرت وا شده از هم
چیکار کنم عمو من آخه
با این تن زخمی و درهم؟ 

معلومه از پیکرت، هجوم آوردن سرت
منتظرِ قاسمم تُو خیمه‌ها مادرت

ای وای از غریبی ...

مونده زیر نعل مرکب دست و پاها
غرق خون شدی و لِه شد استخون‌ها 
پاشو یادگارِ داداش غریبم
پاشو که عمو جان بی‌یار و حبیبم

شبیه اکبر تنِ پاکت، شده عزیزم اِرباً اِربا
الهی که برات بمیرم، پخشه تنت میون صحرا

از سرِ لج کشتنت، چجور به‌هم ریختنت
گفتی: اَنَا ابنُ الحسن، ریختن همه رُو تنت
 
ای وای از غریبی ...

اهل خیمه قاسم هستن چشم به راهت
اوضاعیه اینجا بِین قتلگاهت
جونم رُو لب اومد تا که دیدمت من
پاشو که عموتو تنها دیده دشمن

خودت بهم بگو چجوری بدم جواب مادرت رو؟ 
از روی خاکا برمی‌دارم دونه به دونه پیکرت رو

بلندشو یَابنَ الحسن، دونه‌ی اشکای من 
ببین چجوری دشمن خنده بهم می‌زنن

ای وای از غریبی ...

پربازدید‌ترین‌های زمینه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج اسلام میرزایی

نظرات