
قاسم ای گل پسر شجاع و چالاک حسن نوجوان حسن و دلیر و بی باکِ حسن طوری میگن کیه تو میدون که کسی نمیدونه این ابن الحسنه یا که حسن؟ نوهی حیدرِ کرار به پیکار آمده علی وار آمده، علی وار آمده زیر دستان اباالفضل چو عسل بار آمده علی وار آمده، علی وار آمده این خبر را برسانید به ازرق که جگردار آمده علی وار آمده، علی وار آمده بهترین شاگرد درس علمدار آمده علی وار آمده، علی وار آمده ای بی بدل قاسم، زیبا و یل قاسم خیرالعمل قاسم توی رگاش خونِ شیرِ جمل قاسم یا قاسم، مدد یا قاسم ... شَهِ زیبا صنمِ خوش قد و بالای حسن گویی باز عدو شده محو تماشای حسن داره شمشیر میزنه برا امام کربلا شیرِ نرِ حسن، جای حسن شیرِ سرخ حسنستانه به میدان آمده رجز خوان آمده، رجز خوان آمده چون علی برای یک جنگ نمایان آمده رجز خوان آمده، رجز خوان آمده طبل جنگ را بنوازید سوی میدان چه درخشان آمده رجز خوان آمده، رجز خوان آمده اشبه الکراره، عدو پشیمان آمده رجز خوان آمده، رجز خوان آمده (از بس جگر داره، نعرهاش اثر داره)2 دشمن خبر داره، هرچی پدر داره، عیناً پسر داره