طور سینا بوده گویا سینهی این سرزمین هفت پرده خلق شد از سجده بر این آستان بارگاه قدس بر این خاک میساید جبین کعبه مشغول طواف خیمهگاه اَقدسش با نوای اُدخلوها بسلامٍ آمِنین فخر بفروشد زمینِ کربلا بر آسمان چون که با خونِ حسین ابن علی گشته عجین نامهایش غاضریه، عقر یا کربُبَلا هر کدام از نامها با مقتلی گشته عجین آیههای قدر میآیند باهم کربلا کاروان آیههای نورِ قرآن مبین یکبهیک حوریهها مستوره و بین حجاب پردهدار مَحمل آنها یلِ اُمّالبنین شد مطاف نُه فلک قنداقهی ششماههاش حاجیِ گهوارهی او آسمان هفتمین آمده زهرای مرضیه به استقبالشان پیشواز کاروان آمد امیرالمؤمنین پای بگذارد به روی خاک چون ناموسِ دَهر بال بگشاید به زیر پای او روحالامین گفت بانو این زمین بوی جدایی میدهد میرسد بر گوش جان از این زمین آهی حزین مریم و آسیه و هاجر عزادارت شدند نوحهخوانی میکند زهرا برایت این چنین بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهیدِ کربلا